خرید بک لینک
آن لحظه ی کوتاه دیدار را بیدار باید کرد عسل واژه ریخت برایش گیسو قصه بافت با آنکه پس ِ دیدار ، درد است و رنگ رخسار زرد درهم می رود ابروان ابر و می بارد باران اما آن لحظه که عشق است را نفروشم به هیچ هان که آن لحظه چه خوب است ، حتی اگر فصل پائیز باشد چرا که انارستانش را من می بینم هم نگاه می شویم تمام می شود عبور می کنم از کنارت و شروع می شوی می گذرم و می اندیشم به دیدار فردا این بار کمی عمیق تر نگاهم کن و بخوان کلام چشمانم را من چیزی بیشتر از یک نگاه و عبور کوتاه هر روزم...!

برچسب: لحظة,لحظه به لحظه,لحظه آخری,لحظه مرگ,لحظه تحویل سال 1396,لحظه ها,لحظه, صدام,لحظه,لحظة وداع,لحظه ها معین, نویسنده: پویان فرهادی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 18:10

صفحه بندی